تبليغاتX
به سوی کامیابی
 

1) یک زن چیزی جز شوهرش نمیخواهد ولی وقتی که به آن رسید همه چیز میخواهد.

 

2) زنها مثل ماهی می مانند بدست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشکل است.( ولتر)

 

3) زن اگر موفق باشد رحمت الهی  است والا بلای آسمانی .(روشنی)

 

4) زن گردنبند است دقت کن چه چیزی را به گردن میاویزی .

 

5) زنان امیال خود را بهتر از مردان پنهان می کنند اما مردان بهتر از زنان امیال خود را کنترل می کنند. (ریچارد استل )

 

6) نه گفتن زن به معنی پاسخ منفی نیست .(اس – پی سیدنی)

 

 

+ نوشته شده توسط solmaz در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 13:37 |

اهل طاعونی این قبیله مشرقی ام

تویی اون مسافر شیشه ای شهر فرنگ

پوستم از جنس شبه  پوست تو از مخمل سرخ

رختم از تاول  تن پوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من  هر چی که دارم مال تو

یک وجب خاک مال من هر چی که میکارم مال تو

                                                                                احمدشاملو

+ نوشته شده توسط solmaz در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 8:52 |
                                                           
+ نوشته شده توسط solmaz در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 14:0 |
 

خلاصه کتاب

قورباقه را قورت بده

فقط به صورت نکته های کوتاه

خسته کننده نیست و مدام در ذهنتان است .


1- قدیمی ها گفته اند : اگر قرار است دو تا قورباغه را بخوری ، اول آن یکی را

که زشت تر است بخور.

منظور این است که اگر باید دو کار را انجام دهید اول کاری را که بزرگتر

وسخت تر و مهمتر است انجام بده.


2- استیون کاوی می گوید : قبل از آنکه از نردبان موفقیت بالا بروید . اول

مطمئن باشید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید .


هرگز یک روز خود را بیهوده تلف نکنید.


3- آلن لاکین می گوید : برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانی

همین حالا برای آن کاری انجام دهید.

4- آلکس مک می گوید : وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شکست

ها است .
5- قانون اول : در مقابل این وسوسه که اول کارهای کوچک را سروسامان دهید

خودداری کنید .

6- قانون تشخیص ضرورت می گوید : هیچ وقت برای انجام کارها وقت کافی

نیست ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی هست .

7- دین بریگز می گوید : کارتان را انجام بدهید اما نه فقط در حد وظیفه ، بلکه

کمی بیشتر و از روی سخاوت .

8- کنفوسیوس می گوید : طی کردن راهی که هزار فرسنگ است با برداشتن

یک قدم آغاز می شود .



9- این نصیحت فوق العاده را بخاطر بسپارید : در بازی والیبال باید بپرید بالا ،

تا تور را ببینید .

10- قانون دوم : میزان موفقیت شما بستگی به این دارد که تا چه حد می توانید

از انجام کارهایی که در زندگیتان اهمیت کمتری دارند دست بردارید .

 

+ نوشته شده توسط solmaz در جمعه یازدهم خرداد 1386 و ساعت 13:49 |
 

                                                                          
روان شناسی

فصل اول :
بلوغ وهویت جنسی :

هویت جنسی :

به احساس زنانگی یا مردانگی هر فرد از خود هویت جنسی گفته می شود . به تعریفی دیگر اعتقاد درونی شخص به این مسئله که او فردی است مونث ، مذکر ، دوسوگرا یا خنثی .
هویت جنسی حاصل ترکیب سه عامل بیولوژیک ، زیستی ، روانی و واکنش های روانی .

بلوغ جنسی :
بلوغ جنسی غالبا با رشد سریع قد و وزن همراه بوده و از لحاظ شدت ، مدت و سن شروع از فردی با فرد دیگری متفاوت است .

هنجار بلوغ جسمی در اکثر پسران میان 15-11 سالگی و در دختران 14-9 سالگی می باشد .

علائم بلوغ در دخترها :
1) جهش نموی آغاز می شود ،
2) بزرگ شدن باسن ،
3) شکل گرفتن و کامل شدن پستانها ،
4) ظاهر شدن موهای صاف و کمرنگ زهاری ،
5) بزرگ شدن و رشد رحم ، فرج ، واژن و کلیتوریس ،
6) اوج جهش نموی و سپس کاهش آن ،
7) آغاز قائدگی ،
8) کامل شدن رشد موهای زهاری و به دنبال آن رشد پستانها و رشد موهای زیر بغل ،
9) آمادگی برای حاملگی و باروری ،

علائم بلوغ در پسرها :
1) بزرگ شدن بیضه ها و کیسه ی بیضه ای ،
2) ظاهر شدن موی زهاری ،
3) جهش نموی نوجوانی آغاز شده و آلت تناسلی بزرگ می شود
4) بزرگ شدن حنجره ،
5) بم تر شدن صدا ،
6) رشد مو در زیر بغل و جلوی لب ،
7) ازدیاد تولید اسپرم ،
8) غده پروستات بزرگ می شود ،
9) و به اوج رسیدن قدرت جسمانی ،

سن مناسب ازدواج :
میانگین بهترین سن ازدواج برای دخترها 25-23 و برای پسرها 30-25 سالگی می تواند باشد . آمار و ارقام نشان می دهد که معمولا سن پسرها هنگام ازدواج از دخترها بیشتر است .
این مسئله از نظر روانشناسی دارای اهمیت است و بزرگتر بودن مرد ارجعیت دارد .



فصل دوم :
همسر گزینی و عوامل موثر در آن :

خانواده و ضرورت ازدواج :
به طور کلی ازدواج ، تنها پاسخ به غریزه ی طبیعی انسان نیست ، بلکه پدیده ای به معنی واقعی کلمه اجتماعی و جهانی است .
تعریف ازدواج :
به طور کلی ازدواج را می توان عملی دانست که موجب پیوند دو جنس مخالف بر پایه روابط پایای جنسی می شود و با انعقاد قراردادی اجتماعی مشروعیت پیدا می کند .

در ازدواج سالم به امکانات مادی به صورت عوامل ایمنی بخش مطلق نگریسته نمی شود . چرا که برای بقای آن هیچ گونه ضمانتی در کار نیست .
در ازدواج پایدار عشق و علاقه همیشه دو سویه و عمیق است .
موقعیت شناسی ، شنیدن و گوش دادن به حرفهای همسر خود و همین طور شناخت فرصت مناسب برای صحبت کردن و یا در میان گذاشتن موضوعی خاص از دیگر خصیصه های ازدواج سالم است .
انتخاب همسر و عوامل موثر در این انتخاب :
1) عامل سن
وقتی پسری قصد ازدواج دارد باید آمادگی شریک زندگی خود را در نظر بگیرد . یعنی کسی را انتخاب کند که آمادگی روح و روانی لازم را داشته و در سن ازدواج باشد .
2) جذابیت جسمی
زن و شوهر علاوه بر فاکتور های دیگر اگر دارای کمال و زیبایی جسمی باشند به همان مقدار علاقه و محبوبیت بین آنها بیشتر می شود . این مسئله طبیعی است که زیبایی نخستین چیزی است که جلب توجه می کند . اما باید دانست که زیبایی یک عامل یا فاکتور دائمی نیست ولی باید قبول کرد که از اهمیت برخوردار است .
توجه بیش از حد به جذابیت جسمی در انتخاب همسر ضرورت ندارد زیرا این جذابیت بعد از مدتی نه تنها از بین می رود بلکه رفته رفته به صورت عادی برای طرفین در می آید .
3) در آمد
از دیدگاه گروهی بالا بودن سطح درآمد و داشتن امکانات رفاهی از ضرورتهای نخستین ازدواج است . گر چه داشتن چنین امکاناتی می تواند مشکلات را کمتر کند اما همیشه نمی تواند موفقیت را تضمین کند .

4) میزان تحصیلات
بسیار دیده شده است که بالا بودن تحصیلات رابطه مستقیمی با سعادت و خوشبختی انسان دارد و از فساد و تباهی جلوگیری کرده است . بنابراین می توان نتیجه گرفت که هر چه اختلاف سطح تحصیلات کم تر باشد احتمال بروز اختلاف نیز کمتر می شود .
5) عامل اقتصادی
گر چه نمی توان انتظار نداشت که زوجین در یک وضعیت اقتصادی کاملا مشابه باشند اما می توان براین ضرورت تاکید کرد که تا حد توان باید در همسر یابی تشابه بیشتر از نظر اقتصادی را در نظر گرفت .


ووو.......................................


فصل سوم :
مقدمات ازدواج :
خواستگاری نخستین قدم برای ازدواج است .
1) خواستگاری با آشنایی قبلی
الف ) آشنایی دختر با پسر
ب) آشنایی دو خانواده
2) خواستگاری بدون آشنایی با معرفی شخص دیگر
نامزدی
نامزدی قراردادی است که بین دو نفر به منظور ازدواج در آینده بسته می شود.
جهیزیه ، مهریه ، شیربها ووو در آخر عقد ( نکاح یا عقد در لغت به معنی پیوستن است )

تفاوتهای ارتباطی بین مردان و زنان
دلگرم کردن :
غالبا زنان برای دلگرم کردن شوهران خود از کلماتی هم چون آه ، اوه و ..... استفاده می کنند . و همچنین خانم احساس می کند که چون همسر این الفاظ را به کار نمی برد به او توجه نمی شود .
استفاده از کلمات بی ربط
زنان از حرفهای بی ربطی که مردان بکار می برند دلخور هستند شکایت و اعتراض برخی از زنان را می توان به این مسئله ارتباط داد . زنان می گویند که شوهرانشان به حرفهای آنها توجهی نمی کنند در حالی که مردان آن را شیوه ای برای گفتگو می دانند .

زوجین برای ارج نهادن به گفتگوهای یکدیگر و استحکام روابط خود باید به این موارد توجه داشته باشند :
1) سعی داشته باشید زبان شریک زندگی خود را بهتر متوجه شوید .
2) صحبتها ی همسرتان را قطع نکنید .
3) از مطرح کردن سوالات و پاسخهای نامناسب خودداری کنید .
4) از شیوه های عاطفی استفاده کنید .
5) به هنگام گفتگو با همسرتان ساکت و مبهوت بمانید .

درباره عشق
عشق واقعی پدیده ای انسانی است و می شود آن را آموخت .
اگر انسان عشق را داشته باشد می تواند ان را ببخشد و اگر نداشته باشد دیگر چیزی برای بخشیدن ندارد .
عشق تنها در لحظه ی حال است که واقعیت دارد .
عشق واقعیت است . عشق تنها به شکلی که اکنون تجربه می شود
معنی پیدا می کند .
عشق را نمی توان زندانی کرد عشق را باید ارزانی داشت .

زوجهای خوشبخت همسرانشان را به اندازه خودشان دوست دارند یک عاشق که یک دوست نیز می تواند باشد به ما خود باوری می دهد و از احساس تنهای کردن دورمان می کند .

ازدواج هایی که تنها از روی احساسات ، بدون تفکر و تصمیم گیری صحیح بر مبنای عقل ، انجام شده باشد راهی جز جدایی و تلخ کامی نمی پیماید .

پس اگر بخواهیم در ارتباط انسانی ، پیوندی مهرآمیز وعمیق بسازیم باید مواردی را مد نظر داشته باشیم :
1) گاهی با حرفها ، رفتار و اشارات خود به من بگو که دوستم داری ، براین تصور نباش که من خود این را می دانم .
2) مرا آنگونه که هستم درک کن و مرا یاری کن تا هر دو متحول و دگرگون شویم .
3) بگذار دیگران نیز بدانند که تو قدر مرا می دانی .
4) دستهایم را بگیر جسم من با ارتباط بی کلام و مهرآمیز تو دوباره جان می گیرد .
5) همیشه احساسات خود را با واژه ها بیان کن . زیرا احساسات ، بدون کمک واژه ها ممکن است ویرانگر باشند . به خاطر داشته باش ، با آنکه دوستت دارم ، هنوز همیشه نمی توانم اندیشه تو را بخوانم .

فصل بعدی
چگونگی ارتباط صحیح جنسی
1) مراحل واکنش جنسی طبیعی
زن ومرد یک سلسله واکنش های فیزیولوژیک به صورت طبیعی نسبت به تحریکات جنسی از خود بروز می دهند . این واکنش به شکل طبیعی خود در چهار مرحله ی 1) پیدایش انگیزش ، 2) پلاتو 3) ارگاسم ، 4) و فرونشینی اتفاق می افتد .

(1مرحله پیدایش وانگیزش
مرحله انگیزش با تحریک روانی ، تخیل وتجسم ، وجود موضوع مطبوع و دلخواه یا ترکیبی از هر دو به وجود می آید .
2 ) مرحله پلاتو
با ادامه یافتن تحریک در محوطه ارگاسمی انقباض مشخصی اتفاق می افتد .کلیتوریس بالاتر قرار می گیرد و به آسانی قابل لمس نیست حجم پستانها در زن بیشتر افزایش می یابد . و همین طور آلت مرد سفت تر می شود . این مرحله بین 30 ثانیه تا چند دقیقه در نوسان است .
3 (مرحله ارگاسم
این مرحله عبارت از( اوج لذت جنسی و رها شدن تنش های جنسی است .) پس از ارگاسم مرد تا مدتی ارگاسم دیگری ندارد ( ناگذاری)
اما یک زن می تواند ارگاسم های متعدد و پشت سرهم داشته باشد .
(4مرحله فرونشینی
بازگشت بدن به حالت سکون اولیه ،احساس آرامش ، خوشی و رفع تنش های عضلانی از مشخصات این مرحله است .
با ظهور ارگاسم این مرحله سریعتر روی می دهد .
باید قبول کرد که ابتدا برای زوجین بسیار سخت و دشوار است که با صراحت در مورد مسائل جنسی با هم صحبت کنند . شاید در مواردی موجب ناراحتی آنها شود . اما این کار نه تنها ضروری است بلکه در سرنوشت آینده آنها تاثیر عمیقی دارد .
با مطرح شدن این مسئله رفته رفته آرامش لازم حاصل می شود و با پیشرفت کار روابط گرم و صادقانه بدون ترس بین زوجین برقرار می شود و کم کم این گفتگو و تماس ضروری جلوه می کند .
بسیاری از مردها از قدرت جنسی زن بی خبرند و فکر می کنند زنان نیز همچون مردها تحریک می شوند .
یا عده ای تصور می کنند که زن اصلا تحریک پذیر نیست و یا از مسائل جنسی لذتی نمی برد و یا آنها تنها وسیله ای برای لذت بردن طرف مقابل خود هستند .
زنها نیز تصوراتی غلط چون مردها دارند و بسیاری از آنها نمی دانند مردها به سادگی تحریک می شوند و با دیدن اندام لخت زن ، به شدت هیجان زده می شوند . پر واضح است تا زمانی که این چنین برداشت های غلط وجود دارد تعادل جنسی برقرار نمی شود
معمولا زن و مرد باید به هم بفهمانند که کدام قسمت بدنشان تحریک پذیرتر است و یا کدام حرکت باعث انگیزش و تحریک بیشتر خواهد شد و چه عاملی باعث می شود هیجان لازم به دست آید .
گاهی تماس بدون کلمات بهترین روش است و زن و مرد می توانند بسیاری از امیال خود را تشخیص دهند . زنی که شوهرش را عملا هدایت می کند دیگر احتیاجی به تشریح امیال خود ندارد .
تماس صحیح می تواند مشکلات ناشی از اختلافات طبقاتی را به سادگی حل و فصل کند .
اغلب اختلافات زناشویی در مدت همخوابگی از بین می رود .

اهمیت عشقبازی
معمولا پس از آمیزش تمایل زن نسبت به مرد بیشتر است مرد در این گونه مواقع ، باید این خلاء را با عشقبازی و ملامت برطرف کند . در این گونه موارد زنها تصور می کنند مرد شان او را فقط به منظور برطرف کردن امیال خود می خواهد و خواسته های زنش را در نظر نمی گیرد . مرد باید پس از آمیزش برای برطرف کردن این فکر از زن خود ، به عشقبازی و دلجویی از زن ادامه دهد تا اینکه او نیز رضایت کامل را به دست آورد . در آغاز ازدواج عشقبازی بعد از نزدیکی از اهمیت زیادی برخوردار است . عشقبازی نمایانگر این مسئله می باشد که عشق تنها به منظور ارضاء جنسی نیست و بعد از ارضاء جنسی نیز عشق ورزی پایان نمی یابد .

رابطه جنسی و دفعات عمل
تعداد دفعات ارتباط جنسی بستگی مستقیمی به فرهنگ ، قدرت جسمانی ، روحی و عوامل دیگری دارد . اما به طور کلی در عمل جنسی افراط و تفریط پسندیده نیست . تعداد دفعات نزدیکی جنسی در واقع نمی تواند راضی کننده باشد ، بلکه ارضاء و لذت بیشتر مطرح است .
اگر در عمل جنسی افراط شود برای دو طرف مضر است . و کمترین ضرر آن ایجاد بی علاقگی و عدم اشتیاق و تحریک پذیری برای نزدیکی است . هر چه فاصله دو عمل بیشتر باشد میل و اشتیاق بیشتر بوده و عمل نزدیکی با لذت بیشتر انجام می شود . بهترین روش این است که جنبه تعادل رعایت شود .







+ نوشته شده توسط solmaz در جمعه یازدهم خرداد 1386 و ساعت 13:43 |

به سوی کامیابی (5)

خلاصه کتاب یادداشت های یک دوست

اثر : آنتونی رابینز

ترجمه و تالیف : مهدی مجرد کرمانی زاده


من دلسرد نمی شوم . زیرا هر اشتباهی که می کنم مرا یک قدم به جلو می راند.
درس اول :
شکست وجود ندارد :
همه ی ما مشکلات و دلسرد یهایی داریم ، لیکن نحوه برخورد ما با آنها بیش از کارهایی که می کنیم ، در زندگی ما نقش دارد .
هیچ شخص یا هیچ مشکلی ارزش آن را ندارد که به خاطرش دست به خودکشی بزند زندگی همیشه ارزش زیستن را دارد ، و همیشه چیزی هست که می توان بخاطرش سپاسگزار بود .

این گفته را شعار زندگی خود کنید که شما را در رسیدن به هدف کمک می کند :
موفقیت نتیجه قضاوت صحیح است .
قضاوت درست ناشی از تجربه است ،
و تجربه غالبا چیزی به جز قضاوت غلط نیست .
این مطلب را راهنمای خود قرار دهید .اگر خواهان بهبود باشیم ، و از هر« اشتباه » درسی بیاموزیم سرانجام موفق خواهیم شد .
درس دوم :
شما دائما در حال تصمیم گیری هستید :
در نهایت آنچه سرنوشت ما را می سازد ، نه شرایط زندگی ، بلکه تصمیمات ماست
تصمیم واقعی آن است که همه راههای دیگر را به روی خود ببندید و فقط آن راهی را که به سوی هدف است باز بگذارید . دیگر پشت سر خود را هم نگاه نکنید و حتی فکر انحراف و انصراف را هم به خود را ه ندهید .
در لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت شما شکل می گیرد .
اگر تصمیم ما قاطع باشد ، همیشه راهی به سوی موفقیت هست !
تنها را تغییر زندگی گرفتن تصمیم واقعی است .
وقتی تصمیم واقعی می گیرید مانند آن است که خطی را رسم کرده باشید ، اما نه بر روی ماسه ، بلکه بر روی سیمان . اگر خواسته تان روشن باشد چنان نیرویی پیدا می کنید که می توانید حتی از تصمیم خود نیز فرا تر بروید .
هم اکنون دو هدف را انتخاب کنید و تصمیم بگیرید که به هر قیمتی شده به آنها برسید .ابتدا تصمیم ساده ای بگیرید و وقتی این تصمیم را گرفتید و به آن عمل کردید به خودتان ثابت می شود که قادر به گرفتن تصمیم های بزرگی هم هستید . با این تمرین « عضلات مربوط به تصمیم گیری » را در خود قوی کنید !
درس سوم :
باورهای خود را بسازید : انقلاب فکری !
اعتماد به نفس این است که به توان انجام کارهایی اعتقاد داشته باشید ، در حالی که هنوز نمی توانید شاهد انجام آنها باشید . پاداش شما این است که شاهد انجام کارهایی باشید که به آنها اعتقاد داشته اید .
ما می توانیم هر نوع باوری را درخود ایجاد کنیم ، به شرط آنکه پایه های کافی برای تقویت آن داشته باشیم .
در حالی که اعتقاد چیزی به جز احساس اطمینان سبت به یک معنای خاص نیست . مثلا وقتی می گویید که « من به عقیده ی خودم آدم باهوشی هستم » منظورتان این است که « من احساس اطمینان می کنم که باهوشم » و این احساس اطمینان باعث می شود که منابع و تواناییهای خود را به کار بگیرید وبا کمک آنها هوشمندانه عمل کنید و به نتایج دلخواه برسید .
برای انجام کارها همیشه راهی هست ، به شرط آنکه بخواهم .
و با گرفتن یک تصمیم ، می توانم در یک لحظه تمام زندگی خود را تغییر دهم .
در زندگی چیزی بنام « شکست » وجود ندارد . اگر از هر واقعه درسی بیاموزم ، سرانجام موفق خواهم شد .
به خاطر داشته باشید که قضاوت عاقلانه درباره خوب و بد وقایع بستگی به امکانات و دیدگاه خودتان دارد .
درس چهارم :
مغز خود را تقویت کنید :
یکی از قوانینی که من مراعات می کنم این است که هر وقت هدفی برای خود در نظر می گیرم ، بی درنگ قدمی در جهت رسیدن به آن بر می دارم .
اما رویاهای انسان یک شبه عملی نمی شود . پیشرفت انسان همیشه قدم به قدم است . با خودتان دوست باشید ، و از این که زود به هدف نرسیده اید خود را مجازات نکنید .
سرانجام مغز خود را آموزش دهید تا بداند چه حوادثی باید به طور قطع اتفاق بیفتد :

1 روزی دو بار در جای آرامی بنشینید و چند دقیقه ای به هدف خود فکر کنید .
2 ) فرض کنید که به هدف خود رسیده اید . لذت غرور و هیجان ناشی از رسیدن به آرزوها را احساس کنید .
3 دقیق باشید هر چه هدف خود را با جزئیات بیشتر مجسم کنید امکان گرفتن نتیجه ، بیشتر است .
4 هر اتفاقی ابتدا در ذهن می افتد و سپس در دنیای بیرونی به وقوع می پیوندد.

محدود نباشید :

اهداف خود را در یک دفترچه بنویسید :
* اکنون فهرست آرزوهای خود را که نوشته اید ، مرور کنید ، برای رسیدن به هر * یک ، مهلت معینی در نظر بگیرید : مثلا شش ماه ، یک سال ، دو سال ، پنج سال ، ده سال .
* پس از آن که برنامه زمان بندی را مشخص کردید ، از میان آنها چهار هدف را که می توانید همین امسال به آنها دست یابید ، را انتخاب کنید . و زمانی را که می خواهید به طور قطع به آنها برسید ، مشخص کنید .
* بعد از همه اینها کار ها فکر کنید که برای رسیدن به آن هدف ها چگونه انسانی باید باشید و مشخصات آن فرد را روی کاغذ بیاورید .

همان طور که در یکی از اشعار معروف آمده است :
شمایید حاکم بر سرنوشت خویش
شمایید سکاندار روح خویش
همه چیز به خودتان بستگی دارد . برای تعیین هدف منتظر نشوید .
از هم اکنون مسیر کشتی را عوض کنید .
زیرا در جلو شما ، در فاصله نه چندان دور ، آینده ای درخشان در انتظار شماست .


+ نوشته شده توسط solmaz در جمعه یازدهم خرداد 1386 و ساعت 13:8 |
         

با سلام ، حتما این داستان مختصر را بخوانید و می دانید که بودن در زمان حال چقدر شما را در حال و آینده موفق می سازد .

خلاصه کتاب هدیه
نوجوانی که با پیر مردی در مورد هدیه صحبت می کردند . نوجوان به پیرمرد گفت : شما به من گفتی وقتی هدیه را دریافت کنم خوشحال ترو موفق تر خواهم بود . پس منظورتان از موفق تر چیست ؟
پیرمرد جواب داد : موفق تر بودن ، یعنی پیشرفت به سوی چیزی که آن را مهم می دانی .
نوجوان سر درگم شد و معنای هدیه آن جور که باید بداند ،ندانست .
پیرمرد جواب داد :
تو قبلا می دانستی هدیه چیست ؟
تو قبلا می دانستی کجا آن را پیدا می کنی .

و تو قبلا می دانستی چگونه می تواند ترا خوشحال تر و موفق تر سازد .
وقتی جوان تر بودی آن را بهتر می شناختی .
فقط آن را فراموش کرده ای .

و نوجوان پا به جوانی گذاشت و هنوز در فکر حرفهای آن پیرمرد بود که هدیه به معنای چیست ؟
او شغلش چمن زنی بود و از بودن در زمان حال خوشحال بود و از کارش لذت می برد .
و بعد در یک لحظه آن را دریافت .
و پی برد منظور از هدیه چیست .....
چیزی که همیشه بوده است ؛ چیزی که هم اکنون حقیقت دارد :
هدیه گذشته نیست ، هدیه آینده نیست .

هدیه زمان حال است .
هدیه ، یعنی اکنون !

مرد جوان هرچه بیشتر به زمان حال می اندیشید ، آن را بهتر درک می کرد . بودن در زمان حال ، یعنی تمرکز بر روی آنچه اکنون اتفاق می افتد . یعنی قدر دانی از هدایایی که هر روز به تو تقدیم می شود .

او به پیش پیرمرد رفت و گفت که هدیه را یافته ام : هدیه همان حضور داشتن در زمان حال است
و پیرمرد گفت : به این توجه کن :
حتی در شرایط بسیار دشوار هنگامی که بر آنچه در لحظه ی اکنون درست است تمرکز می کنی احساس شادی بیشتری خواهی داشت و در نتیجه انرژی و اعتماد لازم را برای کنار آمدن با آنچه امروز درست نیست ، بدست می آوری .
این را همیشه به یاد داشته باشید !!!
بودن در زمان حال به معنی از خود راندن پریشانی ها ست ،
و توجه کردن به آنچه اکنون مهم است .
تو با آنچه امروز به آن توجه می کنی ، زمان حال خود را می سازی.

مرد جوان گفت : « پس حتی در شرایط سخت باید آشفتگی های کم اهمیتی را که مانع بودنم در زمان حال می شود ، از خود دور کنم .»
پیرمرد گفت :
اگر از گذشته چیزی نیاموخته باشی ،
مشکل میتوانی ، آن را رها کنی .

ولی همین که از آن چیزی آموختی و گذشتی ،
زمان حال را بهبود می بخشی .
این جملات را به خاطر بسپارید .
مرد جوان گیج شده بود و باز پرسید : « چه موقع باید تنها در زمان حال باشم و چه موقع باید از گذشته پند بگیرم ؟ »
پیرمرد جواب داد :
آن هنگام که در زمان حال احساس ناراحتی یا شکست می کنی ،
زمان آن است که از گذشته بیاموزی ،
یا برای آینده برنامه ریزی کنی .

به آنچه در گذشته روی داده است توجه کن .
چیزهای مهم از آن بیاموز .
از آنچه آموختی ، برای بهبود بخشیدن
زمان حال ، بهره بگیر

تو نمی توانی گذشته را تغییر دهی ،
ولی می توانی از آن پند بگیری .
هنگامی که همان شرایط به وجود می آید ،
تو می توانی متفاوت عمل کنی
تا از زمان حال شاد تر و توفیق آمیز تری
لذت ببری .
مرد جوان می خواست بداند « برنامه ریزی برای آینده به حضور در زمان حال چه ارتباطی دارد ؟ »
جواب داد :
هیچ کس نمی تواند آینده را پیشگویی کند یا بر آن تسلط یابد .

با این همه ، برای آنچه می خواهی انجام شود
هرچه بیشتر برنامه ریزی کنی ،
نگرانی کمتری در زمان حال ،
و شناخت بیشتری نسبت به آینده خواهی داشت .
و طرح تصویری از آینده ای شگفت انگیز را امروز آغاز کن.
برای کمک به تحقق چنان آینده ای ، نقشه ای واقع بینانه خلق کن .
نقشه ات را در زمان حال به اجرا در آور .
چند نکته عبرت آمیز از این درس :
عملکرد تو به هدفت بستگی دارد .
وقتی می خواهی خوشحال تر و موفق تر باشی
وقت آن است که در زمان حال حضور داشته باشی .

وقتی می خواهی زمان حال تو بهتر از گذشته باشد
وقت آن است که از گذشته بیاموزی .

زمانی که می خواهی آینده ات از حال بهتر باشد
وقت آن است که برای آینده برنامه ریزی کنی .

وقتی با هدف زندگی و کار می کنی ، و به آنچه اکنون مهم است پاسخ می دهی .
برای رهبری ، مدیریت و حمایت ،
دوست داشتن و دوست بودن
توانایی بیشتری خواهد داشت .

تعریف موفقیت : موفقیت یعنی بدل شدن به کسی که شایسته ی زیستن است و پیش رفتن به سوی هدفهای ارزشمند .
سه راه برای استفاده ی امروز از لحظات زمان حال :
بودن در زمان حال
آموختن از گذشته
برنامه ریزی برای آینده


+ نوشته شده توسط solmaz در جمعه یازدهم خرداد 1386 و ساعت 12:57 |


خلاصه کتاب کی پنیر مرا جابه جا کرد

اثر: دکتر اسپنسر جانسون

ترجمه: لعیا عندلیب

راهی شگفت انگیز برای مقابله با هرگونه تغییر در کار و زندگی

پنیر را همانند ( هدفی ) بدانید، که پیش به سوی آن قدم بر می دارید .

کی پنیر مرا جا به جا کرد ؟
با نقل یک داستان موضوع را بهتر درک خواهید کرد :
روزی روزگاری در سرزمینی دور چهار شخصیت کوچک زندگی می کردند . دو تا از آنها موش زن وشوهر بودند و دو تای دیگر آنهای آدم کوچولو بودند .
آنها هر روز صبح به سمت ایستگاه پنیر می دویدند تا از لقمه های تازه ی خوشمزه لذت ببرند .
داشتن پنیر باعث خوشحالی است .
هر چه پنیر بیشتر برایت اهمیت داشته باشد، بیشتر می خواهی آن را نگه داری و به آن بچسبی .

این برنامه تا مدتی نسبتا طولانی ادامه داشت .
اما بعد از مدتی جریان عادی زندگی آنها تغییر کرد :

چون صبح روز بعد پنیری در آنجا نبود و با ناراحتی به خانه ی کوچولو یشان برگشتند. از این به بعد آنها هر روز صبح به ایستگاه می رفتند و پنیر را در آنجا نمی یا فتند .
و به خود می گفتند : کی پنیر مرا جا به جا کرده است ؟ یعنی چه پنیر نیست ؟ این انصاف نیست !!

و بالاخره آنها به نبودن پنیر قانع شدند و تصمیم گرفنتد به دنبال جای دیگر بگردند . یعنی راه خود را تغییر دهند .
یعنی :

اگر تغییر نکنی ، نابود می شوی .
هرازگاهی پنیر را بو کن تا متوجه کهنه شدنش بشوی .


و حرکت در مسیر جدید به تو کمک می کند تا پنیر ( راه ) تازه ای پیدا کنی .
آنها همچنان در راهرو های تاریک به دنبال پنیرشان می گشتند .
اگر بر ترست غلبه کنی، احساس آزادی می کنی .

آنها متوجه شدند که اگر زودتر راه افتاده بودند قطعا مقدار زیادی پنیر تازه پیدا می کردند .
هر چه سریعتر پنیر قدیمی (هدف قدیمی ) را رها کنی، سریعتر پنیر تازه ( هدفی تازه ) پیدا می کنی .

در مار پیچ به جستجو بردن ، امن تر از ماندن در وضع بی پنیری (بی هدفی ) است .

باورهای قدیمی تو را به سوی پنیر جدید ( هدفی معلوم ) هدایت نمی کنند .
وقتی ببینی که می توانی پنیر تازه ( هدفی تازه ) پیدا کنی و از آن لذت ببری راهت را تغییر می دهی .
تصور لذت بردنم از پنیر تازه ، حتی بیش از پیدا کردن آن مرا به سوی آن هدایت می کند .
توجه زود هنگام به تغییرات کوچک ، به تو کمک می کند تا خود را با تغییرات بزرگی که در راه است ، زودتر خود را تطبیق بدهی

دست نوشته های آن چهار شخصیت کوچک در جست و جوی پنیر شان :

تغییر ایجاد می شود .
به انتظار تغییر باش .
تغییر را زیر نظر داشته باش .
به سرعت خود را با تغییرات وفق بده .
تغییر کن .
از تغییر لذت ببر .
آماده باش تا به سرعت تغییر کنی وهر بار از آن لذت ببری.
به یاد داشته باشید : همراه با پنیر حرکت کنید .
و می فهمید هنگامی که اوضاع تغییر می کند ، به نفع ماست که کارهای ساده موثری انجام دهیم .



+ نوشته شده توسط solmaz در جمعه یازدهم خرداد 1386 و ساعت 12:14 |
Counter



www.irLearn.com

*
*
*
*
*
*
*


Javascripts